پزشكان شمالي‌. بسياري از پزشكان شمالي در خدمت شاه بودند. پير فرومون جراح بود. لوفِوْر رساله‌اي درباب نقرس نوشت‌. گيوم دوهارسينيه از جمله پزشكاني بود كه درمورد نقاهت‌ شارل ششم مورد مشورت قرارگرفت‌. ژان مولنيه ضعف بينايي را مورد بحث قرارداد. دستورنامه‌هاي پزشكي به گيوم بوشه منسوب است‌، هم‌چنين به پير دوكسون‌. لو لِيوْر كالبدشناس بود و رساله‌اي درباب خون‌گرفتن نوشت‌. هيچ‌كدام از اين كارها تازه يا درخور اهميت نبود، ولي روي هم تصويري كلي از كار پزشكي در شمال فرانسه در فاصله‌ٴ طاعون سياه و پايان سده‌ٴ چهاردهم عرضه مي‌كنند.
چند پزشك هم سرگرم ترجمه‌ٴ كتاب‌هاي طبي از لاتيني به فرانسه بودند. مارتين دوسن ژيل‌ فصول بقراط را همراه با شرح جالينوس ترجمه كرد، ريشار اود منظومه‌ٴ پيِترو اِبولي درباره‌ٴ آب‌هاي معدني پوتسولي‌؛ اِوْرار كُنتي اسئله و اجوبه‌ٴ ارسطو را. كتاب دومي ممكن است براي‌ افراد عادي بوده‌باشد و دوتاي ديگر براي استفاده‌ٴ پزشكان‌. جالب است كه اين پزشكان ديگر احاطه‌ٴ خود را به لاتيني از دست داده بودند و ناچار بودند كتاب‌ها را به زبان فرانسه بخوانند. با اين همه‌، فخرفروشي حرفه‌اي آنان را ناگزير ساخت تا در سه قرن ديگر، به‌نوعي زبان لاتيني‌ تكلم كنند (كمدي‌هاي سرگرم‌كننده‌ٴ مولير را به ياد آوريد).
اشعار اوستاش دِشان حاوي اطلاعات زيادي درباره‌ٴ آداب طبابت و حتي عقايد طبي اين‌ عصر است‌. او هم مانند بسياري از معاصرانش از نقرس رنج مي‌برد و مانند ژان لوفِوْر ميان نقرس‌ گرم و سرد فرق قائل شد. اطلاعات خود ما از ورم مفاصل و وسائل معالجه‌ٴ آن هنوز چنان ناقص‌ است كه نمي‌توانيم درباره‌ٴ آن توصيه‌هاي قديمي قضاوت سختي بكنيم‌.
مهم‌ترين رويداد پزشكي كه درباره‌اش در فرانسه زياد صحبت مي‌شد، ديوانگي شارل ششم‌ ملقب به محبوب (يا ديوانه‌) بود، كه ناگهان در اوت 1392 بروز كرد. در ميان نيم دوجين پزشكي‌ كه براي معالجه فراخوانده مي‌شدند، از جمله گيوم دوهارسينيه‌ٴ فوق‌الذكر و گيوم لوتوزه بودند. البته آنان نمي‌توانستند كاري بكنند و ديوانگي مسير عادي خود را پيمود. شارل ششم (تولد: 1368، پسر شارل پنجم‌)، از سال 1380 تا هنگام وفاتش در سال 1422 شاه بود؛ ولي هرگز حكومت نكرد. قدرت هميشه در دست مشاورانش بود كه به آدمك ملقب بودند؛ در زمان‌ بيماري او، عموهايش دوك بِري و دوك بورگوندي‌1 آدمك‌ها را تبعيد كردند و قدرت واقعي را در دست گرفتند. شارل ششم در اواخر عمر، در شنيدن موسيقي اندك آرامشي يافت‌؛ اگر براساس‌ كتاب‌هاي كتاب‌خانه‌اش داوري كنيم‌، او يا كتابدارش برخي علايق معنوي داشته‌اند.


1. ژان دوم ملقب به خوب (شاه فرانسه 1350 ـ 1364) سه پسر داشت‌، شارل پنجم فرزانه (تولد: 1337)، شاه (1364 ـ 1380)، ژان‌، دوك بِري (1340 ـ 1416)، فيليپ دوم جسور دوك بورگوندي (تولد: 1342، دوك 1363 ـ 1404). اين سه پسر كتاب‌دوستان و حاميان بزرگ ادبيات بودند.